روز جهانی بناها و محوطه های تاریخی اما نه برای جیرفت؛
در روز جهانی محوطه های تاریخی؛ از جیرفت می نویسم تمدنی ۵ هزار ساله در غبار بی مهری

• میراث هلیل/ مژده مشایخی
به مناسبت فرا رسیدن ۱۸ آوریل همزمان با ۲۹ فروردینماه روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی، دلم میخواهد نه از شکوه تمدن جیرفت که از زخمهای کهنه اش بنویسم؛ از جایی که روزی «تپه»هایش، قصهگوی نبوغ بشری بود، اما امروز، سکوتی سنگین و تلخ بر آن حاکم است.
تصور کنید؛ تمدنی با قدمت پنج هزار سال، هم راستای بینالنهرین و دره سند، در خاکستر بیمهریها نفس میکشد. جیرفتی که میتوانست نام ایران را در ردیف مهدهای نخستین تمدن جهان بنشاند، حالا تماشاگرِ آوارگی اشیایش در موزههای دور و نزدیک و غارتشدن تپههایش در غیاب نگاهِ بیدار متولیان است.
آن روزهای پرالتهاب دهه ۸۰ را به یاد بیاورید؛ وقتی نخستین فصل کاوش در کنارصندل، جهانیان را شگفتزده کرد و الواح خطدارِ جیرفت، معمایی تازه در تاریخ خط و هنر گشود. اما شوربختانه، آن شورِ آغازین دیری نپایید و پس از شش فصل کاوش سختکوشانه، ناگهان چرخ کاوشها ایستاد؛ ۱۶ سال سکوت مرگبار… ۱۶ سال که هر وجب از خاک این محوطه، فریادِ «بیخبری» سر میداد و تازه دو سال پیش، دوباره دلگرمیِ نیمهجانِ کاوش در کنارصندل جان گرفت، اما نه آن عزم اولیه را داشت، نه آن شوق را. کاوشی بیرمق و دیررس. انگار که تاریخ جرأت نکرده بود امیدوار شود.
در آغازین روزهای سومین فصل جدید کاوش ها، جنگ ۱۲ روزه بساط همان کاوش کم رمق را نیز جمع کرد کاوش شروع نشده پایان یافت.
سال قبل هم نوبت به «شهر قدیم» رسید؛ یک کاوش بی رمق و کوتاه مدت آن هم از روی ناچاری…
سال قبل هم نوبت به «شهر قدیم» رسید؛ یک کاوش آن هم شاید از روی ناچاری…به دلیل وعده ای که وزیر میراث در سفر به جیرفت داده بود و در زمانی کوتاه تر از یک فصل کاوش!، اینگونه میخواهند تاریخ این شهر را از فراموشی درآورند.
موزه منطقهای جیرفت. همان که قرار بود در شأن گنجینهای بیهمتا، نگینی در شرق ایران باشد.
اما موزه منطقهای جیرفت. همان که قرار بود در شأن گنجینهای بیهمتا، نگینی در شرق ایران باشد. سال ۸۶ کلنگ اش بر زمین زده شد، با وعدههایی که هنوز رنگ واقعیت به خود ندیدهاند. سالها گذشت و این پروژه، مثل پیکر بیجانی، با ۱۰ تا ۲۵ درصد پیشرفت فیزیکی، رها شد. نه موزهای، نه نمایشگاهی، نه محلی برای پناه دادن به آثار در حال تخریب. آن اشیایی هم که طی این سالها از حفاریهای غیرمجاز پس گرفته شده، کجا نگهداری میشوند؟ در انبارهای فاقد استاندارد!.
تعیین عرصه و حریم کنارصندل، پس از ۶۰ سال از ثبت ملی آن، حکایت دیگری از بی تدبیری است. شصت سال… نیم قرن و اندی. تکلیف حریم این تمدن عظیم چه بود؟ چرا قرار بود تیرماه گذشته این ضابطه نهایی شود، اما باز هم وعدهای که فراموش شد؟ بدون هیچ واکنشی از سوی متولیان در قبال این بدقولی؟ انگار نه حافظهای هست و نه مسئولیتی.
تعیین عرصه و حریم کنارصندل، پس از ۶۰ سال از ثبت ملی آن (در فروردین ماه سال ۱۳۴۵) حکایت دیگری از بی تدبیری است. شصت سال… نیم قرن و اندی. تکلیف حریم این تمدن عظیم چه بود؟ چرا قرار بود تیرماه گذشته این ضابطه نهایی شود اما باز هم وعدهای که فراموش شد؟ بدون هیچ واکنشی از سوی متولیان در قبال این بدقولی؟ انگار نه حافظهای هست و نه مسئولیتی.
از همه دردناکتر، وضعیت «محوطه تاریخی قلعه کوچک» است. با قدمتی سه هزار سال پیش از میلاد. اینجا دیگر کاوش هم نکردهاند، حتی گمانهزنی برای تعیین عرصه و حریم هم انجام نشده که قرار بود سال قبل انجام شود و مثل باقی وعده ها به سرانجام نرسید. اما عجیب است که بیشترین تهاجم حفاران غیرمجاز، دقیقاً در همین نقطه جان میگیرد. گویی تاریکی، بهترین پوشش برای این غارتگران است. تازهترین فاجعه: تیراندازی به یکی از نیروهای دلسوز یگان حفاظت، درست در همین محوطه. او که برای دفاع از تاریخِ تو و من آمده بود، از ناحیه پا به سختی مجروح شد و حالا سؤال این است: آیا حافظان میراث باید با جان خود از خاکی دفاع کنند که متولیان آن را به حال خود رها کردهاند؟
در روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی، از مسئولان و متولیان فقط یک درخواست داریم؛ برای یک بار هم که شده، چشمانتان را باز کنید و ببینید چه بر سرِ گهواره تمدنی این سرزمین میآید. جیرفت سزاوار این بی تفاوتی نیست. نه امروز، نه فردا، نه هیچ روز دیگری…
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
سال قبل هم نوبت به «شهر قدیم» رسید؛ یک کاوش بی رمق و کوتاه مدت آن هم از روی ناچاری…
موزه منطقهای جیرفت. همان که قرار بود در شأن گنجینهای بیهمتا، نگینی در شرق ایران باشد.
تعیین عرصه و حریم کنارصندل، پس از ۶۰ سال از ثبت ملی آن، حکایت دیگری از بی تدبیری است. شصت سال… نیم قرن و اندی. تکلیف حریم این تمدن عظیم چه بود؟ چرا قرار بود تیرماه گذشته این ضابطه نهایی شود، اما باز هم وعدهای که فراموش شد؟ بدون هیچ واکنشی از سوی متولیان در قبال این بدقولی؟ انگار نه حافظهای هست و نه مسئولیتی.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰